گذر زمان

هرگز گذر زمان را این چنین سریع نمی دانستم وباورم این گونه نبود.

روزی در چایخانه ای کسی از اونی که کنارش نشسته بود پرسید :فلانی چند سالته ؟ و وی جواب داد سی

.ان روزها من بیست سالم بود و دوران شادابی و جوانی و طی می کردم و افسوس خودم به حال ان سی ساله.

یک ربع قرن از ان زمان می گذرد وچه زود. بدون تعارف عمر تلف شده و ان هم به بطالت.... ببخشید بی پرده سخن می گویم چون باورم این است.و این گونه سخن گفتن یکی از تجربیات اندک این گذر زمان زندگی  من است .

قبلا گفته ام از نصیحت زیاد خوشم نمی اید ولی در هر سنی که هستید لحظه ها را غنیمت دانید.با هر چیزی که با ان خوشبختی را احساس می کنید .واز زندگی لذت می برید. عشق به خدا ,  همنوع ,بطبیعت . خلاصه دوست داشتنی که اسیبی به غیر نیاید ودیگران از ما نرنجند.

یورقون

/ 0 نظر / 6 بازدید