یک تجربه کوچک

امروز رفته بودم کوه .یکی از قلل سهند

عده ای از روستاییان محلی همراه خانواده هایشان  برای نظر و قربانی هم امده بودند و شب را نیز علارغم سرمای شدید شب را انجا سر کرده بودند .گویا این از رسوم  ( نظر و قربانی ) در این روزهای این ماه اخر تابستان جز رسوم سالیانه این روستاییان است .این قله قبل از اسلام اتشکده و محل مقدسی بوده و به هنگام حمله اعراب و گشایش اسلام گویا در ان نواحی جنگی سخت در می گیرد و سپس گشته شدگان سپاه اسلام را در قله این کوه که ارتفاع ان 3650 متر است دفن می کنند  و دوباره این محل تقدس خویش را حفظ می کند ........

 مختصری احوال پرسی و گفتن خسته نباشید من و دوستم تصمیم گرفتیم برای اینکه برای انها مزاهمی ایجاد نشود بدور از چشم و در زیر تخته سنگی بساط چایی را براه بیندازیم.بناگاه فردی با چند نان محلی و غذایی گرم به سراغمان امد و چندین بار اصرار کرد اگر کم و کسری داشته باشیم برایمان بیاورد .

ادمی وا قعا  از صفا و صمیمیت و پاکی این مردمان کوهستان به شور و شعف می افتد .نه برای چند نان و .....نه .از برای اینکه در میان جامعه کوچکشان ایثار و احسان و کمک به دیگران ( خصوصا برای غریب )هنوز حرمت دارد .امدن و رفتن حکومتها و یا حتی ادیان نتوانسته خصایل نیک  انسانی را دچار نقصان کند بلکه  سینه به سینه این اداب نیک  در میان این مردمان  به نسل های بعدی  انتقال یافته  .ان هم به طور کاملا درست و با کمترین نقص .و به اصطلاح امروزی نه تنها انتقال یافته بلکه بروز هم شده .

 بدور از تعارف این مسائل انسانی و بشری در سایر جوامع بشری همچون شهرنشینان نه تنها  کم رنگ گشته و شاید هم دچار ان چیزهایی که اکثرا می دانیم دچار شده است  .که گفتن انها از حوصله خارج است .

یک نمونه :شخصی را در خیابان می بینیم که به روی زمین افتاده و به هر دلیل به کمک احتیاج دارد و کسی او را بلند نمی کند که هیچ ! و اگر کسی بخواهد  برود وی را دیگران  سرزنش می کنند که ....

یا اگر بدانیم کسی از دور برانمان دچار مشکل مالی گشته اول از هر کس می خواهیم اگر طلبی از وی داریم فورا وصول کنیم .و خودمان را کنار بکشیم .

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

     به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را

یورقون

 

/ 0 نظر / 4 بازدید