زمان درماندگی

حکایت امروز برای انسانی است پای در استانه حیات امروزی به حیاتی دیگر "کس ندید " است .لا اقل تا انجا که کلمات به من اجازه می دهد .من که ندیده ام ولی اینگونه گفته اند .دو نوع زندگیی بعد این جهان  در انتظار ادمیان است .یکی همانند زندگی ثروتمندان امروزی وشاید از این هم خیلی بیشتر ودیگری نیز زجر و شکنجه و اتش و....

شما بگوئید انسانی که یک عمر زندگی کرده خوب و بد .حلال و حرام زشت و زیبا .کرده نا کرده امروز چگونه از این دنیا رخت بربندد به جهانی که اگر راست باشد به حسابش خواهند رسید و اگر نعوذ بالله واهی باشد" چگونه از نعمات  نقد این جهان  دست بردارد ؟. در دو حالت به زیانش است .

بعضی موقع مرگ انی است و هنگامی نیز برای این  هجرت زمانی نیاز است .منظورم زمان پیری واز پا افتادن است . حالتی که انسان عاجز از کارهایه روزانه خود می شود .چیزی که احتیاج به شرح ان اصلا نیست چون همگی به نوعی ان را در اطراف خود و یا سایرین  تجربه کرده ایم . چون نهاد  بشر بدینسان گذاشته شده است .

بعد از این مقدمه شاید بگویید خوب که چه .حرفم را تمام کنم . در این روزهای در مانده انچه به درد ادم راهی به ان دیار  می رسد بجز اعمال و روابط قبلی نیست .اگر با اطرافیان درست برخورد کرده باشی راحت که نه ولی بد نخواهد گذشت .و اگر در روزگار زورمندی ازارها به کسانی رسانده باشیم که بدا به حالمان .اگر لطفی هم به حالمان بکنند بنا به اموزه های دینی است ونه غیر .

بدانیم که شاید مکافات بدینسان به ان دیار هم نکشد .پس با مردم کنارمان و همچنین با همه کس صادق و مهربان باشیم چرا که شاید روزگاری این مردمان  بدردمان بخورند و عنایتی که به ما خواهند نمود از سر میل باشدو نه به اجبار .من که نظرم این است شما چه ؟

یورقون

/ 0 نظر / 6 بازدید