عجب صبری خدا دارد

شنیده ای این حرف یا شعر را ..... ( معینی کرمانشاهی )

عجب صبری خدا دارد .....

اگر من جای او بودم ............

همان یک لحطه اول که می دیدم ظلم را از مخلوق بی وجدان ..

جهان را با همه زشتی و زیبایی ..

بروی یکدگر "ویرانه می کردم ..

که در همسایه ای صدها گرسنه "چند بزمی عیش و نوش می دسدم ....

نخستین نعره مستانه را خاموش اندم ....

بر لب پیمانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ...

که می دیدم یکی عریان و لرزان "دیگری پوشیده صد جامعه رنگین ..

زمین و اسمان را واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد  اگر من حای بودم ....

............

دوستان فکر کنم شعر از معینی کرمانشاهی است .این شعر را در نوجوانی و بعد از حفظ بودم ....چه کنم که ما هم با اینها خوش بودیم و هستیم .....ودر اخر چه زیبا به پایان می برد ....

چرا من جای او باشم ..

همان بهتر که او بر جای خود بنشسته "و تاب تماشای زشتکاریهای "این مخلوق را دارد .

وگر نه من بجای او بودم ..

یک نفس کی "عادلانه سازشی ..

با جاهل و فرزانه می کردم ...

عجب صبری خدا دارد ....

/ 0 نظر / 6 بازدید